🔴🔊مکتب تارتو مکتب نشانه شناسی🔴🔊
فرهنگی در سال 1973 در مکتب تارتو مطرح شد. نشانه شناسی فرهنگی، فرهنگ را به مثابه یک نظام نشانهای کلان که متشکل از نظامهای نشانهای متعدد است و در مقابل طبیعتِ بیمعنا قرار دارد، در نظر میگیرد.
کلید واژهها:
نشانه شناسی فرهنگی، مکتب تارتو، یوری لوتمان، نظام نشانهای، سپهر نشانهای، فرهنگ، طبیعت.
نویسنده: حسین مهربانیفر
دانشجوی کارشناسی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات
دانشگاه امام صادق علیه السلام
مقدمه:
علم نشانه شناسی(1) علمی است که اگر چه نیاز به شکل گیریاش بیش از یک قرن احساس میشد، اما تا دهه 60 قرن بیستم که همزمان با ظهور پست مدرنیسم و تفکرات پساساختارگرا بود، امکان ظهور و شکل گیری را به صورت جدی نیافت. نشانهشناسی علم مطالعه نشانهها و به بیان دیگر علمی است که به مطالعه سیستماتیک تمامی فاکتورهایی که در ایجاد و یا تأویل نشانه و یا در فرایند دلالت(2) دخیلاند، میپردازد. پس نشانه شناسی آن مواردی را موضوع مطالعه خود قرار میدهد که برای انسان معنادار باشند. از این رو نشانه شناسي با توجه به ماهيتي كه دارد به حوزه هاي مختلف علمي ربط پيدا مي كند و به هركدام يك سري خدمات ارائه مي دهد. از علوم اجتماعی مثل جامعه شناسی، انسان شناسی، ارتباطات و... گرفته تا هنر، علوم تجربی، ریاضیات و هر آنچه که با پدیدههای معنادار برای انسان سروکار داشته باشد، همه و همه میتوانند در نشانهشناسی مورد بحث قرار بگیرند.
یکی از موضوعات مورد بررسی در نشانهشناسی که بخصوص در دهههای اخیر مورد توجه اندیشمندان نشانه شناسی روسیه و انگلستان قرار گرفته است، نشانه شناسی فرهنگی(3) است. در این نوشتار مختصر میخواهیم نگاهی گذرا به این موضوع داشته باشیم و مفهوم فرهنگ را در نشانه شناسی فرهنگی مورد بررسی اجمالی قرار دهیم:
نشانه شناسی فرهنگی:
نشانه شناسی فرهنگی در سال 1973 با میراث فرمالیسمِ(4) روسی و محفل زبان شناسی پراگ (5) به دور از ساخت گرایی(6) پا به عرصه وجود نهاد. سال 1973 سالی است که در آن اتفاقات جالب توجهی رخ داد. در این سال کتابهای بسیاری نوشته شدند، که به طور عمده بر مطالعه فرهنگ، رشد نشانه شناسی و نشانه شناسی فرهنگی، تأثیر گذار بودند و تجانسی را میان اینها به وجود آوردند. از جمله آثار این دوره که مهمترین نقش را در ورود به اینگونه مباحث داشت، «رسالههایی در باب مطالعات نشانه شناسیِ فرهنگها» میباشد. این آثار، نشانهشناسی فرهنگی را دانشی عنوان میکند که وابستگیهای کارکردی میان نظامهای نشانهای مختلف را مورد مطالعه قرار میدهد.
البته شایان ذکر است که در سال 1984، در لندن فعالیتهای بسیاری در زمینه نشانه شناسی فرهنگی آغاز شد. که در طی آن، «کلکر»(7) کوشید تا نشانه شناسی فرهنگی را با سایر رشتههای علمی که به فرهنگ گرایش دارند، پیوند بزند. پس ما با دو مکتب در نشانه شناسی فرهنگی مواجه هستیم: مکتب تارتو(8) در روسیه و مکتب لندن(9) در انگلستان. ما در اینجا تنها به نشانه شناسی فرهنگی در مکتب تارتو میپردازیم.
مکتب تارتو در دهه 1960توسط یوری لوتمان(10) بنا شد. فعالیتهای او را باید بخشی از سنت نشانه شناسی فرمالیسمِ ساختارگرا به شمار آورد، اما به شکل گیری نشانه شناسی فرهنگی نیز کمک زیادی کرد. هدف او به وجود آوردن یک نظریه نشانه شناسی فرهنگی بود.
لوتمان و مکتب تارتو مسکو، نشانه شناسی فرهنگی را دانشی عنوان کردند که وابستگیهای کارکردی نظامهای نشانهای(11) را که به صورت رایج و سیار در فرهنگ وجود دارند، مطالعه میکند. این امر این پیش فرض را در نظر دارد که امکان توصیف نظامهای نشانهای اصیل به صورت عملیاتی و کاربردی وجود دارد، اما این نظامهای نشانهای تنها در ارتباط با یکدیگر و اثر گذاری متقابل، میتوانند نقش خود را ایفا کنند. در کلِّ جهان نشانهای فرهنگ ، نظام نشانهای بستهای وجود ندارد و همه نظامهای نشانهای با یکدیگر ارتباط دارند و با هم داد و ستد میکنند. در فرهنگ متونی وجود دارند که به عنوان اجتماعی از نشانهها کارکرد پیدا میکنند. معنای چنین متونی از طریق معنای نشانهها، حاصل میشود. یعنی ما زمانی میتوانیم معنای این متون را بفهمیم که معنای نشانههای موجود در آن را درک کرده باشیم.
مفهوم فرهنگ در نشانه شناسی فرهنگی:
«تفکر بوم شناختی در مورد برهمکنش ساختارهای مختلف نشانه شناختی و زبانهای متفاوت، نشانه شناس فرهنگی مکتب تارتو، یوری لوتمان را به ابداع اصطلاح «سپهر نشانهای»(12) برای ارجاع به «پرسش از تمام فضای نشانه شناختی فرهنگ» رهنمون شد.» (13)
لوتمان مفهوم سپهر نشانهای را در حقیقت از زیست کره(سپهر زیستی)(14) ورنادسکی وام گرفت. این مفهوم در ارتباط با محیط زندگی مطرح شد. توضیح بیشتر آنکه همانطور که ما در یک زیست کره زندگی میکنیم و در یک محیط طبیعی قرار گرفتهایم، نظامهای نشانهای نیز از هر سو ما را احاطه کردهاند طوری که در فضایی از نشانهها به سر میبریم. و این فضا است که در حقیقت، نوع نگاه ما را به جهان شکل میدهد.
با توجه به آنچه گفته شد فرهنگ را میتوان یک نظام نشانهای کلان دانست که نظامهای نشانهای متعددی را دربرمیگیرد. در حقیقت مجموعه نظامهای نشانهای که در کنار هم قرار میگیرند، مثلاً نظام نشانهای ادبیات، نظام نشانهای سینما، نقاشی و... در نهایت یک فرهنگ را تشکیل میدهند.
در نشانه شناسی فرهنگی، فرهنگ معنادار در مقابل طبیعت بیمعنا مطرح میشود. طبیعت(15) یعنی آنچه که به انسان کاری ندارد. طبیعت به معنی چیزهایی است که انسانی نشده و برای انسان فاقد معناست. پس هر آنچه که در زمین و بیرون از آن مورد توجه ما قرار بگیرد و ما بر روی آن اسمی بگذاریم خارج از مفهوم طبیعت و داخل در مفهوم فرهنگ است.
پس آنچه براي يك نشانه شناس مرز طبيعت و فرهنگ را مشخص مي كند، تعريفهاي بيولوژيك نيست. نوع نگاه نشانه شناس اين است كه ارتباط هر چيزي را با معنادارياش براي انسان مي سنجد. اگر چيزي براي انسان معنادار بود، در حوزه نشانه شناسي، دلالت و فرهنگ قرار مي گيرد و در غير اين صورت نه؛ حتي اگر آن چيز براي موجود هوشمند ديگري داراي دلالت باشد.
از این رو جهان همواره بر اساس فرهنگی که ما را احاطه کرده است، تعریف میشود. فرهنگی که متشکل از نظامهای نشانهای متعدد است و جهان بینی ما را شکل میدهد.
پینوشتها:
- Semiotics
- Signification : در نشانهشناسی سوسوری، این اصطلاح به رابطه میان دال و مدلول ارجاع دارد.
- Cultural Semiotics
- Formalism : فرمالیستها گروهی بودند که توجه خود را بر صورت، ساختار، تکنیک یا رسانه معطوف ساختند و از بررسی محتوا روی گرداندند. فرمالیسم در اواخر دهه 1920 و 1930 به ساختارگرایی توسعه پیدا کرد.
- Prague Linguistic Circle
- Structuralism : موضوع اصلی مورد توجه ساختارگراها نظامها و ساختارها هستند، بنابراین آنها با معنای ارجاعی یا کاربردهای خاص کاری ندارند. ساختارگراها هر زبان را به عنوان یک نظام یا ساختار ارتباطی مینگرند و به تعیین کننده بودن نیروی زبان اولویت میدهند. آنها به دنبال توصیف همه نظامهای نشانهای به مثابه زبان میباشند.
- A. R. Kelkar
- Tartu school
- London school
- Yuri Mikhailovich Lotman (1922-1993)
- Sign system : مجموعهای از رمزگانها که شبیه هم بوده و با یکدیگر تعامل دارند.
- Semiosphere
- چندلر، دنیل(1387). مبانی نشانه شناسی، ترجمه مهدی پارسا، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، انتشارات سوره مهر.
- Biosphere
- در اینجا طبیعت به معنای زیستیِ آن مورد نظر نیست.
زیبا احمدی کارشناس رشته هنرهای تجسمی،نقاشی